اگر اینگونه بینگاریم،از خلاقیت های فرم در بسیار بناهای همساز با اقلیم چه تلقی خواهیم داشت؟در چنین تحلیلی ،جایگاه زیبایی خیره کننده ی گنبد حوض خانه ی بروجردی های کاشان کجاست؟

آموزه های معماری مدرن اما،رویکردی جز این داشت.معمارمدرن،اگر چه مدعی

آزادسازی معمارومعماری از قیود و محدودیت های ناشی از ملاحظات اقلیمی بود

واگر درعمل هم توانست آزادی فزون تری ازقیود ومحدودیت های ناشی از ملاحظات اقلیمی بود و اگر درعمل هم توانست ازادی فزون تری برای فرم به ارمغان آورد

اما با سهل انگاری و نادیده انگاشتن عوامل طراحی نزد معماران نسل های بعد این جنبش و بویژه در آنجاهایی که جنبش از آنجا سرچشمه نگرفته بود،سنتی به ودیعه گذاشته-که حاصلی جز وابستگی واقعی و بلاشرط معماری در برنداشت،وابستگی صرف به فن آوری،سوخت های فسیلی یا اتمی،وابستگی به غیرطبیعت،به پدیده های

فناپذیر و قابل تهدید.به راستی این حد نیاز و وابستگی معماری به انرژی های غیر طبیعی تا چه حد از پیش تعریف شده و یا در حد انتظار بود،جایگاه محیط زیست که معماری خود می تواند زاده ی آن و در شرایطی جزءای از آن باشد در فراسوی چنین روشهایی کجاست.غرور فن آوری،و نه استفاده بهینه از آن،همچن صاعقه چشم ها را بست و مغزها را فلج کرد.چندان که بستر آن،خود طبیعت-دیگر دیده نشد.رحمت و زحمت آن،هیچ یک در برآوردها و پروژه ها و اجراءها همچند

پشیزی به حساب نیامد.

اهمیت تاثیر اقلیم بر معماری،انجام مطالعات وپژوهش های جامعی را دراین زمینه ایجاب می کند.به ویژه درکشورما که تنوع شرایط اقلیمی درآن کاملامشهود است ، انجام  تحقیقات کسسترده در این زمینه امری اجتناب پذیر است.

به طور کلی ،این پژوهش ها به دو صورت نظری وعملی انجام می پذیرد.در وجه اول،مباحث نظری مربوط به اقلیم وساختمان،موردبررسی قرارمی گیرد ودر وجه دوم،با بهره جستن از آمار آب و هوایی مناطق  مختلف به  انجام  تقسیم  بندی های اقلیمی،همچنین با استفاده ازنمونه های ساختمانی مناطق مختلف اقلیمی،آزمایش ها و محاسبات دقیق صورت می گیرد.ازآنجا که آزمایش های عملی درچارچوب وظایف

موسسات تحقیقات ساختمانی انجام  می گیرد و این امر تنها با تخصیص بودجه  و زمان کافی از سوی سازمان های مربوطه امکان پذیر است،همچنین به دلیل نبود

امکانات عملی جهت انجام این برنامه ها و در دست نبودن آمار و اطلاعات آب و هوایی مناطق مختلف،پژوهش حاضر بیشتر بر وجه اول استوار است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شناخت عناصر اقلیمی

که این قسمت مواردی همچن(تابش آفتاب،دمای هوا،رطوبت هوا«رطوبت مطلق، رطوبت مخصوص»فشار بخار،باد،سیستم های باد«بادهای تجاری،بادهای غربی، بادهای قطبی،بادهای موسمی،نسیم های دریا وخشکی،بادهای محلی»،بارندگی) را

درخود جا داده است.که ما دراین بخش هرکدام ازایتمهای بالا رابه طور مختصری  توضیح خواهیم داد.

 

تابش آفتاب:

آفتاب پرتویی الکترومغناطیسی است که ازخورشید ساطع می شود.این پرتو دارای

طول موج های مختلفی بین .28/0 تا 3 میکرون است.طیف نور خورشید،به طور گسترده به سه قسمت فرابنفش، قابل رویت و فروقرمز تقسیم  می شود. طول موج پرتو فرابنفش28/0 تا 4/0 میکرون،پرتو قابل رویت 4/0 تا 7/0 میکرون و طول

موج پرتو فروقرمز،بلندتر از 76/0 میکرون است.

با اینکه حداکثر شدت تابش آفتاب در قسمت پرتو قابل رویت آن است،ولی بیش از نیمی از انرژی حرارتی خورشید مربوطه به پرتو فروقرمز می شود.

زمانی که پرتو خورشید وارد اتمسفرمی شود،شدت آن کاهش می یابد وطیف های آن به نسبت طول موج آنها در اتمسفر جذب،منعکس یا پراکنده می شود>1.

معمولا پرتو فرابنفش وتمام پرتوهایی که طول موجی کمتراز28/0میکرون دارد،از طریق  اوزون وقسمت عمده ای ازپرتو فروقرمزبه وسیله ی بخار آب و اکسید کربن جذب می شود.

ذرات  موجود در هوا نور خورشید را منعکس  می کنند ، ولی چون این انعکاس تغییری در نور ایجاد نمی کند،نور خورشید همچنان سفید به زمین می رسد.وقتی

آفتاب به مولکول ها و ذراتی می تابد که مساوی یا کوچکتر از طول موج پرتو آن هستند،نورمنعکس شده،به اطراف پراکنده می شود.این پرتوپراکنده شده،قسمت هایی را که آفتاب به طور مستقیم به آنها نمی تابد،روشن می کند.

وقتی ذرات و مولکول های  موجود  درهوا،پرتوهای دارای  طول موج  کوتاه تر

مربوط به نورآبی و بنفش را به اطراف پراکنده می کند،آسمان آب به نظر می رسد

>2.ولی اگر ذراتی بزرگترازگردوغبار دراتمسفروجود داشته باشد،بیشتر پرتوهای

دارای طول موج بلند تر مربوط به نورهای زرد و قرمز در هوا پراکنده می شوند

و در نتیجه،آسمان سفید تر به نظر می رسد>3.

 

                         

ابرها مقدار زیادی از پرتوی خورشید را به فضای خارجی اتمسفر منعکس می کنند،ولی بقیه آن به سمت زمین منتشر می شود.تابش این مقدار پرتو به کره زمین باعث گرم شدن طبیعی زمین می شود>4.

دمای هوا:

مقدار انرژی خورشیدی تایید شده به هر نقطه از سطح زمین در طول سال به شدت و دوام تابش آفتاب در آن منطقه بستگی دارد و میزان گرما و سرمای سطح زمین،عامل اصلی تعیین کننده درجه حرارت هوای بالای آن است.

تمام طیف های نور خورشید ازهوا عبورمی کنند و با دریافت پرتو خورشید،دمای

هوا به طورمستقیم افزایش نمی یابد.ولی لایه های هوا، گرمای خود راازطریق تماس با سطح زمین که بر اثر دریافت  پرتوهای خورشید گرم شده است بدست می آورند ولایه های گرم شده ی هوا،گرمای  خود را از طریق همرفت به لایه های دیگر منتقل می کنند>5.

جریان هوا و باد نیز باعث تماس بیشتر  توده های  عظیم  هوا با سطح زمین ودر نتیجه گرم شدن  هوا می شود.درشب ها و در فصل زمستان که سطح زمین سردتر از هوای بالای آن است، عکس این عمل صورت می گیرد و هوا بر اثر تماس با سطح زمین ، حرارت خود را ازدست می دهد وسرد می شود>6 و>7.

 

                    

بنابراین میزان  تغییرات روزانه و سالانه  درجه  حرارت هوا، به تغییرات درجه حرارت سطح مورد تماس آن بستگی دارد.

سطح دریاها بسیار کندتر از سطح زمین در اثر تابش آفتاب گرم می شود و به همین دلیل،اختلاف زیادی بین درجه حرارت سطح خشکی و سطح دریا وجود دارد.در نتیجه در یک عرض جغرافیایی ثابت،همیشه سطح زمین در تابستان گرمتر و در زمستان سردتر از سطح دریاست و توده های هوای در تماس با این

دو سطح نیز،به همین نسبت دارای اختلاف دما هستن و بدین ترتیب،میانگین درجه حرارت هوای بالای خشکی،در تابستان بیشتر و درزمستان کمتر از میانگین درجه حرارت بالای دریاست>8 و>9.

     

ارتفاع ازسطح دریا نیز،درجه حرارت هوا راتعیین می کند ودریک عرض جغرافیایی مشخص،مناطقی که درارتفاع بیشترقراردارند،سردترازمناطق پایین ترهستند>10.

 

رطوبت هوا:

منظور از رطوبت هوا،مقدار آبی است که بصورت بخار در هوا وجود دارد.بخار آب از طریق تبخیر آب سطح اقیانوس ها و دریا ها، همچنین سطوح مرطوبی چون گیاهان وارد هوا  می شود>11. این بخار به  وسیله ی  جریان هوا و باد به بقیه ی

قسمت های سطح زمین منتقل می شود>12.

 

     

هرچه هواگرمترباشد،بخارآب بیشتری رادرخود نگه می دارد.به طورمثال،ظرفیت  پذیرش  بخار آب در هوائی با دمای 18 در جه  سانتیگراد، سه برابر ان در هوائی با دمای 2 در جه سانتیگراد است>13.

بنابراین به دلیل اختلاف دمای هوا درمناطق مختلف،میزان رطوبت هوانیزدر نقاط مختلف سطح زمین به یک اندازه نیست.حداکثر میزان رطوبت هوا در نواحی خط استواست که با حرکت به طرف قطبین کاهش می یابد.

مقدار رطوبت موجود در هوا را به روشهای مختلفی چون رطوبت مطلق،رطوبت مخصوص،فشار بخار و رطوبت نسبی می توان اندازه گیری و بیان کرد.

«رطوبت مطلق»:

رطوبت مطلق عبارت است از وزن بخار آب موجود درهرمترمکعب ازهواو واحد آن گرم در مترمکعب است>14.

«رطوبت مخصوص»:

رطوبت مخصوص عبارت است از وزن بخار آب موجود درهر کیلوگرم ازهواکه  بصورت گرم در کیلو گرم نشان داده می شود>15.

«فشار بخار»:

فشار بخار عبارت است از فشاری که در اثربخار آب در هوا به وجود می آید و بر حسب میلی مترجیوه اندازه گیری می شود>16.

 

 

 

 

«رطوبت نسبی»:

رطوبت نسبی عبارت است ازنسبت وزن بخارآب موجود درحجم مشخصی از هوا در یک درجه حرارت به حداکثر مقدار بخار آبی که آن حجم از هوا درهمان درجه حرارت می تواند در خود نگه دارد>17.

برای مثال،رطوبت نسبی در دمای 20 درجه  سانتیگراد  به  صورت زیر محاسبه می شود:

رطوبت نسبی= وزن بخار آب موجود در یک متر مکعب هوا در دمای 20 درجه

تقسیم بر(وزن حداکثربخار آب موجود دریک متر مکعب هوا در دمای 20 درجه)

زمانی که هوا حداکثر رطوبتی را که می تواند  در خود نگه دارد جذب کند،آن را «هوای اشباح شده» می نامند. دراین حالت، رطوبت نسبی هوا 100 در صد است. ولی اگر مقدار رطوبت  موجود در ان کمتر از مقداری باشد که می تواند در خود نگه دارد،رطوبت نسبی آن کمتر از 100درصد است.

جدول 1-1، مقادیر فشار بخار،رطوبت  مطلق و رطوبت  مخصوص برای هوای اشباح شده در دماهای گوناگون در سطح دریا را نشان می دهد.

فشار بخار و رطوبت نسبی،تا حد بسیار زیادی با توجه به زمان ومکانهای مختتلف

 تغییر می یابد.فشار بخار به میزان  چند میلی متر جیوه در مناطق سرد و بیابانها و تا حدود 25و حتی 30میلی مترجیوه در مناطق گرم  و مرطوب تغییر می کند فشار بخاردر فصل های مختلف نیز متغیراست واغلب در تابستان بیشتراززمستان است. ولی تغییرات روزانه ی آن معمولا کم است. این  تغییر، حتی در مناطق ساحلی که تحت تاثیر دریا و نسیم آن قرار دارد،از حد  چندین  میلی مترجیوه تجاوز نمی کند.

در ارتفاع های زیاد،فشار بخار سریع تر از فشار هوا  کاهش  می یابد. بنابراین،با

کاهش ارتفاع،تراکم  بخار آب در هوا افزایش می یابد. در نتیجه،همیشه فشار بخار لایه های هوای نزدیک به زمین بیشتراست.به همین دلیل،هرنوع اختلاط هوادر سطوح

عمودی باعث کاهش فشار بخار در لایه های هوای نزدیک به زمین می شود.

اگردرسطح زمین هوا جریان نداشته باشد،فشار بخارنزدیک ظهر به حداکثر میزان

خود می رسد>18.

 

سپس با جابه جایی لایه های عمودی هوا،فشاربخاردر لایه هاینزدیک به زمین کاهش می یابد هنگام عصربا پایان یافتن این حرکت،دوباره فشار بخارلایه های هوا نزدیک به زمین افزایش می یابد>19.

 

 

 

الگوی تغییرات فشار بخار هوای سطح دریا،همچنین هوای سطح خشکی در فصل های بارانی مانند تغییرات درجه حرارت هواست. بیشترین تغییرات سالانه ی فشار بخار درقسمتهایی ایجاد می شود که تحت تاثیر بادهای موسمی قرار دارند.زیرا این مناطق،دریک زمان هوای گرم ومرطوب اقیانوس ها ودرزمان دیگر،هوای خشک  قسمت های داخلی را دریافت می کنند.نکته ی قابل توجه اینکه فشار بخار، مقداری از فشارهواست که در اثرافزایش بخار آب در هوا به وجود می آید و فشار جو- که در فصل های بعدی به آن اشاره خواهد شد-با فشار بخار متفاوت است.

رطوبت نسبی هوا ، حتی در صورتی که  فشار بخار ثابت باشد، ممکن است تا حد بسیارزیادی تغییر کند.این تغییر ناشی ازنوسانات روزانه وسالانه ی درجه حرارت

هواست که ظرفیت پذیرش بخار آب هوا را تعیین می کند.همان طور که در جدول 1-1نشان داده شده است،هرچه هواگرم ترشود،میزان رطوبتی که می توانددر خود نگه دارد افزایش می یابد.

 

باد:

برروی هریک ازنیم کره های زمین،کمربندها و نقاطی با  فشارهای جوی متفاوت (کم و  زیاد) وجود دارد.بعضی از این کمربندها دائم هستند و بعضی دیگر فقط در مدتی از سال ایجاد می شوند.در مناطق نیمه استوایی هر نیم کره-یعنی بین عرض های جغرافیایی 20 تا 40 درجه-کمربندی با فشار زیاد وجود دارد>20.

 

این دو کمربند در تابستان ها به سمت  قطبین و در زمستان ها به سمت خط استوا

حرکت می کنند.در زمستان،هر دو انها دور تا دور زمین را احاطه می کنند.ولی

در تابستان به دلیل ایجاد مراکز کم فشار درقاره ها،تداوم آنها به هم می خورد>21 و 22.


 

مناطق قطبی،از مناطق ثابت و پر فشار است؛ولی فشار این مناطق از فشار مناطق نیمه استوایی کمتراست>23.کمربند خط استوا،ازجمله مناطق ثابت کم فشاری است

که در تمام طول سال وجود دارد >24.

                    

در تابستان،در هر نیمکره عمل همرفت هوا درجهت عرض جغرافیایی بالاتر-به ویژه درقاره های بزرگ-وجود دارد.در تیر و مردادماه،این کمربندقسمت های شمالی استوا رامی پوشاند که ازشمال شرقی آفریقا به مرکز آسیای شرقی کشیده شده و مرکز آن در خلیج فارس است>25.

 

 

در دی و بهمن ماه،این کمربند قسمت های جنوبی منطقه استوا را می پوشاند>26.

 

دیگرمناطق کم فشار،درقسمت هایی باعرض جغرافیایی بالاوجود دارند.این مناطق معمولا کمربندی د راطراف اقیانوس منجمد جنوبی ایجادمی کنند.درنیمکره شمالی، تقسیم فشار هوا به دلیل وجود خشک های وسیع وفراوان دراطراف اقیانوس منجمد

شمالی بسیار پیچیده است و به همین دلیل،مناطق کم فشار و پر فشار به طور مداوم در یک منطقه به وجود می ایند و به سمت شرق حرکت می کنند.علت اصلی وجود

نقاط و کمربند های فشارهوا،تقسیم نا متعادل پرتوهای خورشید برروی زمین است

که باعث ایجاد اختلاف دما در نقاط مختلف سطح زمین می شود.

توده های هوا که در اثرگرم شده بالا می روند تا کمربند کم فشارمناطق استوایی را

تشکیل دهند،درنقاط بالای جو تقسیم می شوند وبه سمت قطبین حرکت می کنند.این

توده ها،درزمستان درعرض های جغرافیایی 20 تا 40 درجه و درتابستان درعرض های جغرافیایی 30 تا 40 درجه سردمی شوندودوباره به سمت زمین پایین می آیند

>27.این عمل باعث بالا رفتن فشار هوا در این قسمت ها و ایجاد کمربند های پر فشار مناطق نیم استوایی می شود.

 

در مناطق قطبی نیز به دلیل سرمای شدید هوای سطح یخ ها،هواپرفشارایجاد می شود.مناطق پرفشار عبارتند از:

1-(مناطق قطبی در تمام طول سال)

2-مناطق سرد آسیا ،شمال آفریقا،استرالیاوآمریکا شمالی در زمستان

3-کمربند های پرفشاردرمناطق نیم استوایی،به ویژه درسطح اقیانوس هادر تابستان

.توده های عظیم هوا،همیشه از مناطق پرفشار به سمت مناطق کم فشار حرکت می کنند.البته این حرکت،دریک جهت مستقیم ازمنطقه پرفشار به منطقه کم فشار نیست و تحت تاثیر نیروی (کوریولیس) که در اثر حرکت دورانی زمین به  وجود می اید

قرار می گیرد و ازمسیرخود منحرف می شود.انحارفی که دراین اثرنیرو در جهت

حرکت توده های هوابه وجود می اید،درنیم کره شمالی درجهت حرکت عقربه های

ودرنیم کره جنوبی درجهت عکس حرکت عقربه های ساعت است.نیروی کوریولیس

در منطقه استوا صفر است و در جهت حرکت به طرف قطبین افزایش می یابد.

 

سیستم های باد:

به طور کلی ،در هر نیم کره ی زمین سه سیستم کلی باد وجود دارد:

-بادهای تجاری

-بادهای غربی و قطبی

-بادهای موسمی

علاوه بر این سه سیستم بادهای دیگری نیزوجود دارد که یکی ازآنها بادهای محلی است که د مناطق کوهستانی و دره ها جریان دارد؛همچنین نسیم شب و روز که در

سواح دریا می وزد.

 

بادهای تجاری:

مرکزاین بادها درمناطق نیمه استوایی دو نیم کره ای است که دارای هوای پرفشار هستند.این دو مرکز در منطقه ی استوا به هم نزدیک شده،در آنجا کمربند کم فشار را تشکیل می دهند.

ب روی اقیانوس ها،جهت حرکت این دو جریان هوا در نیم کره ی شمالی به سمت جنوب غربی و در نیم کره جنوبی به سمت شمال غربی است.جهت حرکت این دو

باد معمولا ثابت است ودما و رطوبت آنها به مناطقی که از روی آن عبور می کنند بستگی دارد.

 

بادهای غربی:

مرکز این بادها در مناطق نیمه استوایی،ولی حرکت آنها  در جهت مناطق کم فشار اقیانوس منجمد شمالی است. در طول منطقه ی قطبی ، این بادها و بادهای قطبی به هم  نزدیک می شوند و به  دلیل اختلافات زیاد  درجه حرارت این دو توده ی هوا،

جبهه های جلویی این دو سیستم همیشه طوفانی است.در زمستان ، در نیمکره ی شمالی

تغییرات زیادی در جهت و سرعت این سیستم باد به وجود می آید. ولی در تابستان

جهت حرکت و سرعت  آن تقریبا ثابت است واغلب به  سمت شمال شرقی  حرکت می کند.درنیمکره جنوبی که نسبت به نیمکره شمالی خشکی بسیارکمتری دارد،این سیستم باد معمولا یکنواخت است.ولی در هر صورت در مناطق مختلف،حرکت و

سرعت آن تحت تاثیر حرکت هوای کم فشار قرار می گیرد.

 

بادهای قطبی:

این بادها در اثرپراکنده شدن توده های هوای سردازمناطق پرفشارقطبی و اقیانوس منجمد شمالی به وجود می ایند.جهت اصلی این بادها در نیمکره ی شمالی،به سمت

جنوب غربی و در نیمکره جنوبی به سمت شمال غربی است.

 

بادهای موسمی:

اختلاف میانگین درجه حرارت سالانه ی هوای سطح زمین ودریا باعث ایجاد بادهای

زمستانی بر روی خشکی و بادهای تابستانی بر روی دریا می شود که به (بادهای موسمی)معروف اند.

اثراین بادها درمنطقه ای ازاقیانوس هند که به استرالیا،آسیای جنوبی وشمال آفریقا

محدود می شود،بیشتراست. در این منطقه،حداکثر فشارهوا در قاره هاست وهوا از

مناطق پر فشار یک نیمکره به سمت مناطق کم فشار نیمکره دیگر حرکت می کند.

دردی ماه، این بادها ازآسیای مرکزی به طرف استرالیا حرکت می کنند. جهت وزش                                                                   

این باد درآسیای جنوبی،جنوب غربی است که درمنطقه ی خط استوابه تدریج تغییر

می یابد؛ تا اینکه در شمال غربی استرالیا به جهت جنوب شرقی تبدیل می شود.در خرداد ماه،این سیستم از استرالیا به سمت شبه جزیره ی هندوستان حرکت می کند

وجهت حرکت آن در استرالیا،شمال غربی است؛ولی وقتی به جنوب آسیا می رسد،

جهت آن شمال شرقی می شود.

 

 

نسیم های دریا وخشکی:

چنانکه پیش از این مطرح شد، در مناطق ساحلی ، هنگام روز هوای روی خشکی گرم تر از هوای روی دریاست.این اختلاف دما باعث می شود هوای روی خشکی

که گرم تراست  بالا رود وهوای روی دریا به سمت خشکی آمده،جای آن را بگیرد >28.این عمل باعث ایجاد نسیم در سواحل می شود.

 

 

 

جریان هوا،هنگام شب که هوای روی دریا گرم تراز هوای  روی خشکی است برعکس

انجام می شود و هوا از سطح خشکی به سمت دریا جریان می یابد>29.

 

 

بادهای محلی:

در مناطق کوهستانی،اختلاف درجه حرارت موجب وزش بادهای محلی می شود.

هنگام روز،هوای مجاور سطح کوه ها گرم تر از هوای آزاد در جو می شود و به سمت بالا حرکت می کند>30.ولی هنگام شب عکس این عمل اتفاق می افتد>31.

 

        

بدین ترتیب،درمناطق کوهستانی بزرگ ودره ها،بادهای شدیدی می وزد.جهت این

بادها،هنگام روز از پایین به بالا و هنگام شب از بالا به پایین است.

 

بارندگی:

درمبحث رطوبت هوابه این نکته اشاره شد که هرچه هواگرمترباشد، مقداررطوبت

بیشتری را می تواند در خود نگه دارد.بنابراین،اگر مقدارمشخصی ازهوا با درصد

مشخصی از رطوبت به تدریج سرد شود، رطوبت نسبی آن افزایش می یابدودردرجه

حرارتی که به آن «نقطه ی شبنم» می گویند، رطوبت نسبی هوا به 100درصد می رسد. اگر این هوا باز هم سردتر شود و دمای آن به  پایین  نقطه ی شبنم برسد نمی تواند تمام رطوبت موجود در خود را نگه دارد. از این رو، مقدار بخار آب اضافی که به صورت قطرات آب  برروی سطوحی که دمای آنها از نقطه ی شبنم کمتر است  تشکیل می شود.درفصل زمستان، اگربه دلیل سردی هوای خارج، دمای سطح داخلی شیشه  پنجره ی اتاق ها  پایین تر از نقطه ی شبنم هوای  داخل باشد بر روی سطح

پنجره ها قطرات آب تشکیل می شود>32.

 

این پدیده علت  اصلی ایجاد  بارندگی است. وقتی توده های هوای اطراف زمین که حرارت سطح زمین راگرفته و گرم شده اند،به وسیله باد یا فشار به سمت بالا رانده می شوند،حجم آنها در اثر صعود وافزایش ارتفاع و کاهش فشارهوا بیشتر می شود ودرنتیجه،حرارت خود راازدست می دهند وسرد می شوند>33.

 

 

 

سردشدن این هوا باعث می شود  رطوبت نسبی آن افزایش یابد تا جایی که توده های ابربه نقطه شبنم رسیده،رطوبت نسبی آنها 100درصد(بدهی است این عمل همیشه و بویژه در مناطقی که رطوبت هوا کم است،اتفاق نمی افتد)ازاین پس با سردشدن هوا،بخار آب اضافی موجود درآن به شکل شبنم بر روی سطوح سردتر تشکیل می شود. پس از بزرگتر وسنگین ترشدن،این قطرات به صورت باران،برف یا تگرگ به زمین می بارند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اقلیم و انسان

 

تعادل حرارتی بین بدن انسان و محیط پیرامون:

 

ایجاد تعادل حرارتی بین بدن ومحیط اطراف،از جمله نیاز های اولیه برای تامین سلامتی و آسایش انسان است.برای برقراری این تعادل،علی رغم تغییرات زیاد درجه حرارت هوا اطراف بدن،دمای پوست باید ثابت بماند یا فقط به میزان بسیار کمی تغییر کند.

ایجاد چنین تعادلی  به ترکیب عوامل مختلفی  بستگی دارد. بعضی ازاین  عوامل، ویژگی های متابلویکی شخص،فعالیت فیزیکی،نوع لباس و عادت وی به هوای محیط اطراف است و عوامل دیگر آن عبارت است از:

-درجه حرارت هوا

-تابش آفتاب

-رطوبت و جریان هوا که در ایجاد(عناصر اقلیمی ) نامیده می شوند.

 

تاثیر رطوبت هوا بر انسان:

رطوبت هوا به طورمستقیم بر دمای بدن انسان تاثیر نمی گذارد،ولی ظرفیت تبخیر

و در نتیجه، میزان خنک شدن  بدن از طریق تعلیق و میزان تبخیر آن را تعیین می کند.

همانطورکه درفصل اول اشاره شده،رطوبت هوا رامی تون به روشهای مختلفی از

جمله فشار بخار بر رطوبت نسبی بیان کرد.فشار بخار برسطح بدن انسان به دمای پوست بستگی دارد. جدول 2- 4، فشار بخار سطح بدن را در دماهای مختلف نشان می دهد.

در این کتاب رطوبت هوا به صورت رطوبت نسبی بیان شده است.در اینجا برای

جلوگیری از تغییر اشتباه این اصطلاح به شرح دو حالت می پردازیم:

حالت اول:رطوبت نسبی هوا 100در صد و دمای آن 25 درجه سانتیگراد فرض شده است.همانطور که در جدول  1-1 نشان داده  شده، در چنین حالتی فشار بخار حدود 24 میلی مترجیوه است.حال اگر فردی با  وضعیت طبیعی (دمای پوست 32 درجه سانتیگراد وفشار بخار درسطح پوست 37 میلی متر جیوه)دراین محیط قرار گیرد،دراثر تماس هوا با پوست وی تبادل حرارتی صورت می گیرد وهواکه دمای کمتری داردحرارت پوست راجذب می کند ودمای خود را 31 تا 32 درجه سانتیگراد می رساند.با گرم شدن هوای اطراف بدن،رطوبت نسبی آن کاهش می یابد و باعث

می شود عمل تبخیر بر روی پوست بدن انجام گیرد.

حالت دوم:رطوبت نسبی هوا 50درصد و دمای آن 50درجه سانتیگراد فرض شده

است.دراین حالت،فشار بخارهواحدود 46 میلی مترجیوه است(جدول1-1)همانطور

که در جدول 2-4 نشان داده شده،این مقدارفشاربخارتقریبا برای فشار بخاری است که پوست بدن در(وضعیت ناراحت کننده) دارد. در نتیجه،با قرار گرفتن فرد مورد نظردراین وضعیت هوا،هیچ امکانی برای تبخیرعرق بر روی پوست وجود ندارد.

با بررسی این  دو حال در می یابیم که  رطوبت نسبی، به تنهایی نمی تواند ظرفیت تبخیر هوا را مشخص کندوهمواره بایددرجه حرارت هوارانسبت به آن مورد توجه قرارداد.زیرا در حالت اول که  رطوبت  نسبی 100  درصد و هوا اشباع شده است ،امکان عمل تبخیر در آن وجود دارد،ولی درحالت دوم با رطوبت نسبی 50درصد ، این عمل غیر ممکن است.

البته تاثیر فشار بخار هوا بر بدن،تا حد زیاد به رطوبت پوست نیز بستگی دارد.تا زمانی که پوست بدن خشک است،میزان دفع رطوبت(تعریق)و تبخیرآن فقط به حرارت متابلویکی تولید شده و دمای هوای خشک تبادل یافته بستگی دارد.در این حالت عرق ایجاد شده درسطح پوست بخارمی شودومیزان رطوبت هواهیچ تاثیری در تبخیرعرق ندارد.ولی وقتی نسبت میزان تعریق به ظرفیت تبخیردرهوا به حدی رسیده که عرق نتواند تبخیر شود لایه ای عرق دراطراف منافذ پوست تشکیل شده،

سطوح خیس  بدن افزایش  می یابد . در این حالت،با کاهش رطوبت هوا می توان امکان تبخیر عرق درسطح پوست رابه وجود آورد.تا میزان مشخصی از رطوبت نسبی هوا،امکان تبخیر کامل عرق بر روی پوست وجود دارد و تاثیر خنک کننده ای  آن 100در صد است،ولی در این حالت خیس شدن مداوم پوست باعث ناراحتی  فرد می شود.

دردمای 20 تا 25درجه سانتیگراد،میزان رطوبت هواتقریبا تاثیری بر انسان ندارد و رطوبت نسبی 30 تا 85 درجه،عملا احساس نمی شود. دراین وضعیت حرارتی فقط وقتی هواتقریبا اشباغ شده است،رطوبت زیادوخیس بودن آن احساس می شود.در دمای بیش از25درجه سانتیگراد،تاثیررطوبت هوابرانسان به موردافزایش می یابد ،بویژه تاثیرآن بررطوبت ودمای پوست ودر درجه حرارتهای بالا به میزان تعریق و تبخیر آن.

هوای گرم ومرطوب(شرجی)به دلیل اینکه ازتعریق وتبخیربرروی پوست جلوگیری می کنند،باعث ناراحتی می شوند. هوای گرم وخشک نیزباعث خشکی لبها و مخاط تنفسی شده،ایجاد ناراحتی می کنند.

عوامل دیگری که در میزان تاثیر رطوبت هوا ب بدن اثر می گذارد،جریان هوا یا باد است.در یک درجه حرارت ثابت،افزایش سرعت باد باعث افزایش میزان مجاز

وقابل  قبول رطوبت نسبی هوا شود.

 

 

*این مطلب را به دلیل آنکه آب و هوای و سازگاری آن بر بدن انسان نقش مهمی در اسایش انسان دارد و اسایش انسان یکی از معیار های طراحی اقلیمی است در این مقاله آورده ایم

 

 

 

 

 

منطقه ی آسایش:

 

مطالب فوق نشان می دهد که احساس انسان نسبت به محیط اطرافش را نمی توان تنها از طریقی بررسی یکی از عناصر اقلیمی مانند درجه حرارت،رطوبت نسبی یا جریان هوا بیان کرد؛زیرا ترکیب این عناصربرانسان تاثیرمی گذارد وبا آسایش

فیزیکی او ارتباط دارد.برای مثال،اگرسرعت هواراثابت فرض کنیم و تابش آفتاب

را نادیده بگیریم(یعنی به فرض آنکه افراد در سایه و در فضای داخلی قرار داشته باشند)،بیشتر افراد در دمای 21 تا26 در جه سانتی گراد و رطوبت نسبی 30تا60

درصد از نظر فیزیکی راحت هستند.حال اگر شرایط هوای داخل این اتاق را تغییر

دهیم، یعنی رطوبت آن افزایش  و دمای آن کاهش  یابد، این افراد به تدریج احساس ناراحتی می کنند.

بنابراین، نسبت درجه حرارت  و رطوبت نسبی هوا در ایجاد احساس آسایش انسان

تاثیردارد.البته واکنش بدن دربرابرشرایط اقلیمی پدیده ای تجربی است ودرفرهنگ

ها ومناطق جغرافیایی مختلف،متفاوت است.به طورمثال،درآلمان دمای 5/69درجهی

فارنهایت(8/20 درجهی سانتیگراد) ورطوبت نسبی 50درصدمطلوب است.درحالی

که در بریتانیا دمای 58 تا 70 درجه ی فارنهایت(4/14-1/21درجه ی سانتیگراد)

و در امریکا،دمای 69 تا 80 درجه ی فارنهایت(8/20-7/26درجه ی سانتیگراد)

ترجیح داده می شود.همین طور درمناطق استوایی،دمای74تا85درجه ی فارنهایت

(3/23-4/29درجه ی سانتیگراد) و رطوبت نسبی 30 تا 70 درصد مطلوب است.

این ارقام،تعیین کننده ی شرایط هوایی است که انسان درآن شرایط از نظر فیزیکی راحت است.اگر حدود تغییرات این ارقام را در جدولی که رطوبت نسبی بر محور افقی و درجه حرارت بر محور عمودی آن مشخص شده ترسیم کنیم،محدوده ای به دست می اید که به آن«منطقه آسایش»می گویند.این منطقه،مشخص کننده ی وضعیت هایی است که فرددرآن احساس آسایش می کند.البته به دلیل تفاوت میان دمای مطلوب

هوا در مناطق مختلف،نمی توان محدوده ی دقیقی برای منطقه آسایش تعین کرد؛زیرا

دمای مطلوب هوا در یک منطقه ی  مشخص باری افرادی با جنس و سن مختلف

متفاوت است و به نوع  و میزان  فعالیت و نوع و میزان  پوشش فرد  نیز بستگی دارد.همچنین،دمای مطلوب هوا برای یک فرد در فصل تابستان و زمستان متفاوت است.جدول2-5،نتایج آزمایش هایی رانشان می دهدکه طی سالیان متمادی بر روی

صدها نفرازساکنین مناطق مختلف به منظورتعیین رابطه ی بین دما،رطوبت وجریان

هوا وتاثیرآنها بر منطقه ی آسایش انجام شده است.براساس این نتایج، درفصل تابستان

دمای 24  درجه ی سانتیگراد و رطوبت نسبی 50 درصدی برای 98 درصد افراد مطلوب است. در حالی که در فصل  زمستان، برای آنکه 97 درصد افراد احساس

آسایش کنند،با حفظ رطوبت نسبی حدود 50درصد باید دما را به 21 درجه ی سانتیگراد

کاهش داد.براساس منابع مورد استفاده،به نظر می رسد در کشورما تاکنون آزمایش ها و مطالعاتی که شرایط مطلوب دما و رطوبت هوا را نشان دهد،انجام نشده است.

به همین دلیل، در این کتاب برای تعیین حدود منطقه ی آسایش در ایران، از روش پیشنهادی «اولگی» استفاده شده است.

 

 

اولگی دمای 70تا80درجه ی فارنهایت(1/21-7/26درجه سانتیگراد)را برای فصل

تابستان و دمای 68تا76 درجه ی فارنهایت(20-4/24درجه ی سانتیگراد)را برای

فصل زمستان ورطوبت نسبی 30تا65 درصدرا به عنوان شرایط مطلوب هوا مطرح

کرده است.البته این محدوده فقط برای مناطق معتدل آمریکا با ارتفاع کمتر از یک هزار فوت(330متر)از سطح دریا و برای افرادی پیشنهاد شده است که به صورت

نشسته فعالیت می کنند و لباس معمولی منزل پوشیده اند.

به پیشنهاد اولگی با ایجاد تغییراتی دراین جدول،آن رابرای مناطق دیگرنیز می توان

مورد استفاده قرارداد.بدین منظور برای هر5درجه کاهش عرض جغرافیایی نسبت

به 40درجه ی شمالی باید به میزان4/3درجه ی فارنهایت،حداقل منطقه ی آسایش تابستانی را در جدول فوق افزایش داد.حداکثر منطقه ی آسایش را نیز باید به همین میزان افزایش داد.ولی این میزان نباید از85درجه ی فارنهایت بیشتر شود.بنابراین

حدودمنطقه ی آسایش رابرای ایران که  بین25تا40 درجه ی عرض جغرافیایی قرار

دارد،می توان از نظر دمای هوا در فصل تابستان بین5/21تا29 در جه و در فصل زمستان بین 20تا7/25درجه یسانتی گراد فرض کرد.محدوده ی رطوبت نسبی هوا

در این دو فصل نیز30تا65درصد در نظرگرفته می شود.

بار دیگر باید یادآوری کرد که شرایط منطقه ی آسایش،نسبی و تقریبی است و فقط برای افرادی پیشنهاد شده است که بصورت نشسته درفضای داخلی(با جریان هوای ثابت درسایه)وبا لباس معمولی درحال فعالیت هستند.بدیهی است تا زمانی که آزمایش های

دقیقی درمناطق مختلف ایران صورت نگیرد،هیچ گاه نمی توان به طور دقیق منطقه ی

آسایش را بر روی نمودار مشخص کرد.

درمنطقه ی آسایش،تغییرات رطوبت هوا بیشتر از تغییرات دمای آن برای انسان قابل تحمل است.به همین دلیل،دمای هوای فضاهای داخلی ساختمان باید با دقت بیشتری کنترل  شود.البته میزان رطوبت نسبی هوانیز باید درنظر گرفته شود؛زیرا رطوبت بیش ازحددرفصل زمستان باعث ایجاد تعریق بر روی سطوح سرد داخلی مانند سطح شیشه ی پنجره ها و رطوبت کم باعث ایجاد  الکتریسیته ی ساکن می شود.

تاثیر عوامل اقلیمی بر منطقه ی آسایش:

منطقه ی آسایش پیشنهادی در جدول2-6 فقط در صورت ثابت بودن جریان هوا و در سایه صادق است.حال اگر دو عامل تابش آفتاب و باد نیز دخالت داده شوند،هر کدام به نوعی در محدوده های منطقه ی آسایش تاثیر می گذارند.همچنین اگر میزان رطوبت هوای مورد نظر با وسایل مکانیکی یا به  طور طبیعی افزایش داده شود، حدود منطقه ی آسایش تغییر می کند.در این قسمت،تاثیر هر کدام ازعوامل فوق بر انسان

و در نتیجه،تاثیر آن بر منطقه ی آسایش مورد بررسی قرار گیرد.

 

 

تاثیر تابش آفتاب بر منطقه ی آسایش:

 

تابش آفتاب،دواثر بیولوژیکی و حرارتی بر انسان دارد که اثر بیولوژیکی آن ناشی از تابش پرتو فرابنفش واثرحرارتی آن حاصل تابش پرتومرئی و فروقرمز بر بدن انسان است.

 

 

 

محدوده ی بسیارکوچکی ازطیف نورخورشید با طول موج 288/0تا313/0میکرون

فقط محدوده ی موثرپرتو های فرابنفش است. این قسمت ازنورخورشید  برروی پوست تاثیر می گذارد وباعث آفتاب سوختگی  پوست سفید می شود.نکته ی قابل توجه  اینکه، بیشتر اجسام شفاف مانند شیشه و بعضی نایلون ها،پرتوهایی فرابنفش را جذب می کنند و مانع نفوذ این قسمت از طیف نور به آن طرف خود می شود.

مساله ی مهم در این قسمت،تاثیر حرارتی تابش آفتاب بر منطقه ی آسایش است که

پیش از این به وسیله ی دو عامل درجه حرارت و روطبت نسبی هوا مشخص شد.

در شرایطی که دمای هوا کمتر از 21 سانتی گراد است(محدوده ی پایین خط سایه در جدول 2-6)،تابش آفتاب ممکن است باعث گسترش منطقه ی آسایش شود.بدین ترتیب که در دماهای پایین که بدن حرارت خود را از دست می دهد،اگر حرارت دفع شده با اثرحرارتی تابش آفتاب جبران شود،شرایط آسایش انسان تامین می شود

واین شرایط ، درمحدوده ی منطقه ی آسایش قرارمی گیرد. البته جبران حرارت دفع 

شده ی بدن با تابش آفتاب،محدودیت هایی دارد.محاسبات و آزمایش هایی که در این مورد انجام شده،نشان می دهد که هر 5/12 کیلو کالری انرژی خورشیدی در ساعت

می تواند8/1 درجه سانتی گراد کاهش دمای هوا را جبران کند.در جدول2-7،میزان

گسترش منطقه ی آسایش از طریق تابش آفتاب نشان داده شده است.

 

تاثیر رطوبت هوا بر منطقه ی آسایش:

 

رطوبت باعث کاهش دمای هوای خشک می شود.منحنی های جدول2-8،تغییراتی را

نشان می دهد که با افزایش 5 گرین رطوبت درهر پوند(454گرم)در هر بار در دمای هوا به وجود می آید.این کاهش  دمای  هوا که در اثر تبخیر رطوبت اضافه شده به آن صورت می گیرد. باعث می شود محدوده های  بالای منطقه ی آسایش نیز قابل تحمل شودوبدین ترتیب،منطقه ی آسایش گسترش یابد.برای مثال،اگردمای هوای مورد نظر    32 درجه ی سانتی گراد و رطوبت نسبی آن 30 درصدباشد، چنین شرایطی خارج از

منطقه ی آسایش ودر نتیجه، غیر قابل تحمل خواهد بود. حال دراین شرایط  اگر رطوبت هوا به میزان 10 گرین در پوند افزایش  یابد، دمای هوا فوق در حد قابل تحمل کاهش خواهد یافت.

 

 

خنک سازی هوا از طریق افزایش رطوبت آن ممکن است با وسای مکانیکی یا به طور طبیعی با گیاه کاری یا ساخت آب نما و فواره ها صورت گیرد.

 

تاثیر باد بر منطقه آسایش:

سرعت جریان هوا به دوطریق بدن انسان راتحت تاثیر قرارمی دهد.جریان هوا،از یک سو مقدار تبادل حرارتی از طریق همرفت(جابه جایی هوا در اثر اختلاف دما)

را مشخص می کند و از سوی دیگر،ظرفیت تبخیر درهوا و در نتیجه،میزان خنک شدن بدن از طریق تعریق را تعیین می نمایند.

 

تاثیر سرعت ودمای هوا درتبادل حرارتی ازطریق همرفت به یکدیگر بستگی دارد

زیرا تبادل حرارت از طریق همرفت،در اثر سرعت هوا و اختلاف دمای پوست و هوای اطرافش به وجود می آید.تاثیرسرعت جریان هوا بر بدن ازطریق  تعیین ظرفیت

تبخیر درهوا،به رطوبت آن بستگی دارد؛زیرا افزایش سرعت هوا،ظرفیت تبخیر پذیری آن را افزایش و در نتیجه،تاثیر رطوبت بیش از حد هوا را کاهش می دهد.

اگر هوا سردتر از پوست  بدن  باشد، هردو تاثیر جریان هوا بر بدن انسان در یک جهت عمل می کنند و در نتیجه،در این حالت افزایش سرعت هوا باعث خنک شدن

بدن می شود. البته این تاثیر با کاهش دمای هوا شدت می یابد.ولی وقتی هواگرم تر ازپوست باشد،اثرات جریان هوادرجهت عکس یکدیگرعمل می کنند. در این حالت ،افزایش سرعت هوا از یک سو باعث افزایش اثرهمرفت و در نتیجه،گرم تر شدن

بدن و از سوی دیگر باعث افزایش ظرفیت تبخیر در هوا و سردتر شدن پوست می شود.

زمانی که پوست بدن مرطوب و اثر تعریق و تبخیر آن کمتر از 100 درصد است،

افزایش سرعت هوابیشتر درمیزان تعریق وتبخیر تاثیرمی گذارد تادرتبادل حرارت  

ازطریق همرفت ودرنتیجه بدن خشک می شود.هم زمان با این عمل،سرعت بیشتر

جریان هوا باعث می شود سطح خیس بدن خشک شود و فرد احساس راحتی کند.ولی

این تاثیر تا زمانی ادامه دارد که پوست بدن خشک شود و از این پس،افزایش سرعت

هوا تاثیری درخنک شدن بدن ازطریق تاثیربرمیزان تعریق و تبخیر نداشته باشد؛ولی

اثر گرمایی آن را ازطریق همرفت ادامه می یابد.بنابراین در دماهای بالا،یک سرعت بهینه ی بادوجود دارد که درآن سرعت،بدن تا بیشترین حد ممکن خنک می شود.کاهش

سرعت هوا از این حد باعث افزایش دمای پوست و افزایش آن باعث گرم تر شدن

بدن از طریق همرفت می شود.این حد مطلوب سرعت باد ثابت نیست و به عواملی چون دما و رطوبت هوا،قدرت بیولوژیکی بدن و پوشش فرد بستگی دارد.

در اینجا لازم است به اثراتی که سرعت های مختلف باد بر انسان می گذارد،اشاره

شود.در جدول2-9،واکنش انسان نسبت به سرعت های  مختلف  باد،هنگامی که در ارتفاع سر افراد جریان داشته باشد،نشان داده شده است.

در مطالبی که قبلا در مورد اثرات دما و رطوبت هوا بر منطقه ی آسایش مطرح گردید،به این موضوع اشاره شد که وقتی رطوبت نسبی هوا 75 درصد یا بیشتر

باشد،شرایط حرارتی هوای مورد نظر از منطقه ی آسایش خارج می شود.ولی اگر

در چنین وضعیتی هوا جریان داشته باشد،این شرایط می تواند در منطقه ی آسایش خارج می شود. ولی اگر در چنین وضعیتی هوا جریان داشته باشد،این شرایط می تواند درمنطقه ی آسایش قرارگیرد.برای مثال،وقتی بادباسرعت 200فوت(60متر)

دردقیقه بوزد،دمای هوای 29درجه ی سانتی گراد ورطوبت نسبی 30 تا 60درصد کاملامطلوب است.بنابراین وزش بادنیزممکن است باعث گسترش منطقه ی آسایش

شود.تغییراتی که سرعت هی مختلف باد درمنطقه ی آسایش به وجود می آورد ،در

جدول های زیر نشان داده می شود.

 

 

 

جدول زیست-اقلیمی(بیوکلیماتیک)

 

اگر تمام اطلاعاتی که درمورد تاثیرعوامل اقلیمی بر انسان ارائه شد،به جدول 2-6

که در پایین آماده است اضافه شود و محدوده ی آنها مشخص گردد،جدولی به دست می آید که آن را«جدول زیست-اقلیمی یا بیوکلیماتیک» می نامند. با استفاده ازاین جدول

می توان به شرایط اقلیمی مناطق گوناگون از نظرآسایش انسان پی بردواین مناطق را برحسب نوع اقلیم تقسیم بندی کرد.

نکته ی مهم اینکه،موارد استفاده از جدول مذکور محدود است و در پاره ای موارد اشکالاتی دارد که در فصل چهارم کتاب به آنها اشاره شده است.

 

 

 

ما در این قسمت از مقاله به بررسی و آمار و اطلاعاتی در مورد سیستم های وزش باد در ایران و خصوصیات آن و بادهای جانبی می پردازیم:

 

وزش باد در ایران:

همانطور که در فصل های سوم و پنجم به تفصیل توضیح داده شد،چگونگی وزش باد در یک منطقه،عامل مهمی در تعیین جهت ساختمان محسوب می شود.بنابراین، در مراحل مختلف طراحی ساختمان و به ویژه هنگام انتخاب جهت قرارگیری آن در محوطه،نتنها نوع اقلیم وچگونگی تابش آفتاب منطقه ی مورد نظر،بلکه جهت و

سرعت وزش بادهای آن منطقه نیز باید مورد توجه قرارگیرد.

دراین پیوست،به منظور آشنایی وپی بردن به چگونگی وزش باد درمناطق مختلف ایران،ابتدا به سیستم های کلی باد در سطح کشور اشاره می کنیم؛سپس به بررسی

ویژگی های وزش باد در شهرهای بزرگ ایران می پردازیم.

 

سیستم های کلی باد:

به طور کلی،ایران به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی و قرار گرفتن در یک منطقه کم فشار نسبت به مناطق پر فشار شمال و شمال غربی،در فصل های زمستان و تابستان در مسیر بادهای عمده قرار دارد.

درزمستان،فشار جو در منطقه ایران نسبت به فشار جو در آسیای مرکزی(سیبری)

و اقیانوس اطلس کم است و به همین دلیل،این منطقه ازیک طرف در مسیر بادهای

سرد آسیای  مرکزی و از طرف دیگر، بادهای مرطوب  اقیانوس  اطلس و دریای

مدیترانه واقع شده است.هنگامی که این دو سیستم باد هم زمان با هم جریان دارند،

برروی ایران با هم برخودمی کنند ودر اثر این برخورد،توده های مرطوب جریان

مدیترانه در اثر برودت جریان سیبری اشباح شده، در نتیجه  باعث  بارش برف و باران در کشور می شود.

در تابستان نیز،ایران ازیک سوتحت تاثیربادهای اقیانوس اطلس که ازشمال غربی

می وزد و از سوی دیگر،بادهای اقیانوس هند  که ازجنوب شرقی  می وزد قرار دارد .

شاخه هایی از بادهای اقیانوس اطلس  که از شمال غربی می وزد، درشرق ایران باعث ایجاد طوفان های گرد و غبار و حرکت ریگ های روان-بویژه درسرخس،

تربت جام و سبزوار-می شود.قسمتی ازاین شاخه ها به سمت گناباد می وزد که به باد«هرات یا راست باد»معروف است و گرد و غبار فراوانی در این منطقه ایجاد می کند.شاخه های دیگری از بادهای اقیانوس اطلس ، از ترکستان به طرف شرق ایران و قسمتی ازافغانستان حرکت می کند.سرعت این جریان،دربعضی ازنواحی ایران بسیارزیاد است.این باد،به باد 120 روزه ی سیستان معروف است واز قائنات و گناباد عبور کرده،سپس به طرف سیستان و ازآنجا به سوی مرکز کم فشارتابستان که درشمال هندوستان و پاکستان وجنوب ایران واقع شده،حرکت می کند.این باد،در سیستان به باد«لوار» معروف است و در تمام طول تابستان ، به طور مداوم و با سرعت های مختلف می وزد.سرعت این باد،ابتدا 36 کیلومتردرساعت است.ولی پس از مدتی به 70 تا 90 و گاهی به 108 تا 120 کیلومتر در ساعت می رسد.

ازدیگر بادهای محلی،باد معروف به(شمال)در کرانه های خلیج فارس را می توان نام برد.(شمال) بادی است که از شمال غربی و در جلگه های دجله و فرات جریان دارد و سواحل خلیج فارس را از اوسط  بهمن ماه تا اوایل آبان ماه تحت تاثیر قرار می دهد.سرعت این باد در گرمترین ماه  تابستان به حداکثر میزان ممکن می رسد.

درسواحل شمالی وجنوبی ایران نیز،نسیم های دریا وخشکی می وزد که جهت آنها معمولا هنگام روز ازدریا به خشکی وهنگام شب برعکس-یعنی ازخشکی به دریا-است.البته جهت و شدت حرکت این  نسیم ها، تحت  تاثیرسیستم های دیگری که در اثر اختلاف فشار جو به وجود می اید،قرار می گیرد.

در تابستان که فشار جو در سواحل شمالی ایران بیشتر از مرکز فلات است،هوااز

منطقه ی پرفشار-یعنی ازسمت دریا به خشکی-حرکت می کند.ولی رشته کوه های البرز،چون سدی مرتفع مانع عبوراین جریان می شود وهوا به ناچارازدره منجیل عبور می کند.بههمین دلیل،منطقه منجیل در تمام طول تابستان در معرض وزش شدید بادهای شمالی قرار دارد.

 

خصوصیات وزش باد در ایران:

در اینجا با استفاده از آمارهای ارائه شده از سوی اداره ی خدمات ماشینی سازمان

هواشناسی کشور،به بررسی چگونگی وزش باد در43 شهر بزرگ ایران می پردازیم.

 

بادهای غالب:

منظور از بادهای غالب،بادی است که در طول ماه بیشترین فروانی وزش را دارد.

به عبارت دیگر،مشخصات باد غالب نشان می دهد که در طول یک ماه،باد بیشتر از کدام جهت می وزد و میانگین سرع آن چقدر است.

 

بادهای موجود:

برای کسب اطلاعات دقیق تر،با استفاده از معدل آمار 5 ساله ی ایستگاه های سینو پتیک،تمامی بادهای موجود در شهرهای بزرگ را مورد بررسی قرار داده ایم.

همانطور که جدول شماره1 نشان می دهد،آمار ارائه شده توسط اداره ی خدمات ماشینی سازمان هواشناسی شامل میانگین سرعت تمامی بادهایی است که در 8 جهت جغرافیایی و در هر یک از ماههای سال می وزد.

برای تبدیل این آمار به آمار فصلی و سالانه،معدل سرعت و درصد وزش بادهارا در هر فصل و در  12 ماه سال بدست آورده ایم.معدل امار مربوط به بادهای 3 ماه

مارس،اوریل ومه به عنوان آمار باد های فصل بهار،در جدول شماره 2 آماده است

سپس برای تبدیل این آماربه نمونه داروزش باد،درصد وزش بادهای موجوددر هر

از8 جهت جغرافیایی درهرفصل را در میانگین سرع آنها ضرب کرده،بدین ترتیب

حاصل ضرب درصد تعداد دفعات وزش بادوسرعت آنها را در هر یک از 8 جهت

جغرافیایی بدست آورده ایم که حاصل ضرب آن درستون آخرجدول شماره 2 ارائه

شده است.با انتقال این اعداد و اعداد مربوط به درصد وزش باد بر محورهای8گانه

جغرافیایی،نمودارهای مورد نظر بدست آمده است.

دراین نمودار ها،نقاطی که با خطوط ممتد به هم متصل  شده اند و  فاصله آنها  ازمحیط دایره با مقیاس هرسانتی متربرابر 100واحد مشخص شده است،نشان دهنده حاصلضرب

درصد تعداد  دفعات وزش و سرعت باد است و نقاطی که با خط چین به هم متصل شده و فاصله آنها از محیط دایره با مقیاس هرسانتی متربرابر ده واحد مشخص شده است،درصد وزش بادرانشان می دهد.ارقام داخل  دایره نیز، نشان دهده  درصد  دفعاتی است که دیده بانی انجام شده وباد جریان نداشته است.برای مثال، نمودار مربوط به وزش باد در فصل بهار در شهر آبادان نشان می دهد که در این فصل،تنها در 15 درصد دفعاتی که دیده بانی صورت گرفته،باد وزش نداشته است. یعنی دراین فصل، وزش  باد در آبادان زیاد است.منحنی های این نمودار نشان می دهد که جهت عمده وزش بادها ازشمال غربی به جنوب شرقی است وسرعت بادهایی که ازشمال غربی می وزد،بیش از سرعت بادهایی است که از غرب می وزد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط گروه معماران برتر در شنبه 1387/04/29 و ساعت 1:33 بعد از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM