تقويم آفتابي

شهر نياسر يا به بياني ديگر كهن باغشهر ايران در فاصله 24 كيلومتري غرب شهر كاشان و از توابع شهرستان كاشان در استان اصفهان واقع است. اين شهر علاوه بر چشم اندازهاي بينظير و بسيار زيبا داراي گنجينههاي با ارزش تاريخي ميباشد. ميراثي كه ثابت ميكند ايران از گذشتههاي دور از مراكز علمي جهان بوده است. چارتاقي نياسر نمونهاي از آثار تاريخي اين شهر است كه نبوغ علمي ايرانيان باستان را گواهي ميدهد. اين بنا كه كاربرد نجومي و تقويمي داشته است و به اشتباه برخي آنرا آتشكده مينامند، در ناحيهاي مرتفع در كوههاي كركس در كمي بالاتر از چشمه اسكندريه قرار گرفته است.
تاريخچه ساخت بنا
ساخت اين بنا به طور سنتي به اردشير اول يا اردشير پاپكان در دوره ساساني باز ميگردد. برخي آن را مربوط به اواخر دوره اشكاني نيز ميدانند. اما از نظر درستي مطلب اين بنا مربوط به دوره ساساني است چرا كه از بناهاي شيوه پارس دوم است. بناهاي شيوه پارس دوم كه ريشه اصلي معماري ايران را در بر دارد، يعني آغازگر آن پوششهاي گنبد معمارياي است كه در زمان ساسانيان نمايان ميگردد، بناهايياند كه بنابر گفته آقاي حسن پيرنيا شيوه پارس دوم مينامند.
آتشكدهها و چارتاقيها همچون چارتاقي نياسر كه از اين زمان بدست آمدهاند تقريباً داراي پلان يكسان بوده و در يك مربع محاط شدهاند و روي چهار ستون از سنگ و گچ بنا گرديدهاند. اين بناها همگي مربوط به دوره ساساني هستند و چارتاقي نياسر توسط اردشير پاپكان در اوايل دوره ساساني ساخته شده است.
معماري بنا
چارتاقي نياسر با استفاده از تناسبات هندسي دقيق بيانگر منطق خاصي است كه در سبك پارس دوم رعايت شده است. اين بنا يك چهارتاقي با نقشه سنتي است، اطاق مربع به ضلع 20/6 متر، محدود شده با چهار ستون در گوشهاي و پوشيده با يك گنبد. ولي اين گنبد به واسطه آثار فنون اجرا بسيار جالب است. مصالح ساختماني آن از سنگهاي موجود در محل (سنگهاي آهكي رسوبي)، گچ و ني است كه اين نيها در چشمهاي نزديك به اين محل (چشمه اسكندريه) ميرويند. در قسمت پاييني بنا، تقريباً تا نيمه ارتفاع درگاهها، با قلوه سنگهاي طبيعي و با ملات قيرچار و از آن به بالا تا محل ترنبهها (طاقهاي مخروطي گوشهها) با سنگهاي چهارگوش ساخته شده اما چغدها (بالاي درگاه) را با سنگ تراشيده به شكل آجرهاي بزرگ و كلفت ساختهاند. خود گنبد از روي ترنبهها ساخته شده و ارتفاع ميگيرد. طرح بازسازي گنبد از نوع تركين است و هشت ترك يا «تويزه» گچي، فرم آن را مشخص ميكند. گنبد بوسيله تودهاي از گچ و خرده مصالح (پارهسنگ، قلوهسنگ و …) ساخته شده است. اين گنبد باقيمانده هشت تويزه گچي مسلح به ني را در لابلاي اندود داخلي تاق شامل ميشود كه به عنوان راهنماي ساخت تودههاي گچ و سنگ بكار رفتهاند. قوسهايي كه بين چهار پايه اين بنا زده شدهاند از نوع كليل بوده و سابقهاي تاريخي دارند. مربعي كه بين چهار ستون بوجود ميآيد بوسيله ترنبههايي از نوع فيلپوش به دايره تبديل شده و زيربناي گنبد اصلي ميگردد. در بناهاي اين شيوه از پوششهاي قوسدار و مثلاً طاقهاي استوانهاي استفاده ميشود و بكار بردن طاق در بنا، بناچار در طرح آن اثر ميگذارد زيرا چنين طاقهايي نيروهاي رانشي از طرفين دارند. براي جلوگيري و خنثيكردن چنين نيروهايي كه از رانش رواق بزرگ حاصل ميشود معمار ناچار است در يك يا دو طرف آن اشكوبها و طاقهايي بسازد كه اين رانش را بتدريج ضعيف كند بطوري كه در جرز آخر چندان اثري نداشته باشد. انتقال رانش كه سبب ظرافت و زيبايي بنا ميشود منطق معماري ايراني است و تاكنون هم ادامه يافته و در كليه مساجد و مدارس بكار رفته است.
بنا بر عقيده پرفسور آندره گدار فرانسوي، چارتاقي نياسر بدون بكار بردن چوب، با سنگهايي كه در محل موجود بوده و نيز با گچ و ني ساخته شده است. سازنده اين بنا حتي چوب بستهاي كمكي نيز در اختيار نداشته و دليل آن ضخامت فوقالعاده قسمت پايين ديوارهاي بناست. مسلم است كه فشار وارده از سقف سبك و بلند يك طاق مربع كه هر ضلع آن 6 متر و 20 سانتيمتر است به لحاظ استايي، وجود ديواري به ضخامت 3 متر را ايجاب نميكند. اما معمار ميدانسته است كه با نبودن چوب بست بايد خود و دستيارانش به آساني بتوانند به دور گنبدي كه بايد بسازند در حركت بوده و مصالح مورد نياز را در دسترس خود داشته باشند. بنابراين راهروي به عرض 2 متر به دور گنبد بوجود آورده و ضخامت فوقالعاده ديوارها هم به اين ترتيب توجيه ميشوند.
ساختمان چارتاقي از بيرون مانند توده مكعبي به نظر ميرسد كه چهار درگاه پهن در آن ايجاد و بدنه كوتاه واسطه و سپس خودگنبد را روي آن قرار داده باشند. در داخل سقف مستقيماً از روي زمينه مربع اطاق، مانند سقفي به شكل چهارترك شروع شده و بعد به تدريج از شكل چهارگوش به صورت مدور درآمده، به گنبد تبديل ميشود. به نظر آندره گدار در ساختمان نياسر مشكل ساختن گنبد مدور روي زمينه مربع را به اين طريق حل كردهاند كه روي زواياي مربع طاقهاي مخروطي كوچكي ساخته و به اين ترتيب كار ساختمان را با قوسهاي مجرد متوازي آسان كردهاند. ساخت گنبد روي طاقهاي مخروطي گوشه، در دوره ساساني كاري هوشمندانه بوده است.
سبك معماري و نوع مصالح بكار برده شده دليلي بر پايداري اين بنا در مقابل زلزله در طول قرنهاي گذشته است.
نقش كاربردي بنا
تا مدتها باور بر اين بود كه اين بنا نقش آتشكده را داشته است. ولي در سال 1380 آقاي رضا مرادي غياثآبادي ثابت كرد كه اين بنا نقشي غير از آتشكده داشته است. چارتاقيها در ايران به منظور محاسبه زمان با استفاده از تغييرات ميل خورشيد ساخته ميشدند. اين بنا نوعي تقويم آفتابي است، در ابتدا و ميانه هر فصل هنگام طلوع خورشيد پرتوهاي خورشيد از زواياي مشخصي بر اين بنا ميتابد و از روزنههاي ميان پايههاي چارتاقي ديده ميشود، به گونهاي كه اگر به طور مايل در كنار پايهاي از بنا ايستاده باشيم، در ميان پايههاي مقابل ما مثلثي ديده ميشود كه پرتوها از آن عبور ميكنند. در ساختار بنا، منطقه انتقالي كه با سنگهاي چهارگوش ساخته شده، روزنهاي را به شكل مستطيل بر روي هر قوس در ميان پايهها تشكيل ميدهد كه وقتي از زاويه به آنها نگاه مي كنيم به شكل مثلث به نظر ميرسد. تا مدتها عملكرد اين روزنهها مبهم بود. دقت محاسبات نجومي و تقويمي اين بنا در بين ديگر بناها و تقويمهاي آفتابي منحصر به فرد است. چارتاقي نياسر رصدخانه باستاني است كه هنوز نيز اين كاربرد را دارد. طوري كه امروزه در نزديكي آن رصدخانهاي ساخته شده كه بوسيله سيستمهاي مدرن امروزي محاسبات نجومي و تقويمي را انجام ميدهد، يعني نقشي كه چارتاقي نياسر در طول 2000 سال پيش انجام ميداد. چند سالي است كه هر ساله مراسم تماشاي طلوع خورشيد در نخستين روز هر فصل سال در كنار چارتاقي نياسر برگزار ميشود. اين بناي شگفتانگيز با شماره 316 در فهرست آثار ملي ثبت گرديده است.
سلام .